برنامه ای بنویسید که ضرایب یک دستگاه 4معادله ای را که نظیر یک ماتریس بالا مثلثی 4*4 می باشد را از ورودی بخواند و  دستگاه را حل کند.

 

 

 

برنامه ای بنویسيد که تعداد متغیرهای ورودی را روی مانیتور چاپ کرده،ضرایب معادله درجه دوم را از ورودی بخواند،ریشه های معادله را حساب کند.در صورت مثبت بودن دلتا دو ریشه چاپ کند و در صورت صفر بودن یک ریشه و پیغام صفر بودن و در صورت منفی بودن یک پیغام چاپ کند.

 

 

 

فیزیک محاسباتی

 

برنامه ای بنویسید که cos(x) را حساب کند.

Cos(x)=1-x2/2!+x4/4!-x6/6!

Xباید رادیان باشد و بر حسب درجه از ورودی خوانده شود.تعداد جملات را هم از ورودی بخواند.(بوسیله تابع)

 

 

 

 

 

معرفی کتاب

 

اگه با همه تلاشی که کردید،هنوز نتونستید سر از قضایای نسبیت یا سیاهچاله ها یا کوانتوم وهزار و یک مسئله مهم فیزیک در بیارید یا می خواهید این چیزارو واسه بچه های کنجکاو توضیح بدید، خوبه که کتابای عمو آلبرت رو بخونید:

 زمان و فضای عمو آلبرت

 دانشمند معروف،عمو آلبرت و برادرزاده اش گدانکن،وارد جهان ناشناخته می شوند تا اسرار مرموز زمان و فضا را کشف کنند. با قهرمانان ما همراه شوید و کشف کنید که چرا نمی توانید از مرز نهایی سرعت عبور کنید،چگونه بدون چاق شدن وزن اضافه کنید، وچگونه بدون آنکه بدانید تا ابد زنده بمانید.

 

 

 

 

 

 

 

 عمو آلبرت و سیاهچاله

عمو آلبرت دانشمند و برادر زاده اش گدانکن،دوباره به جهان حباب فکر می کنند تا تعدادی از عجیب ترین واقعیت های علمی را بررسی کنند.

به همراه دو پژوهشگر ما نگاهی به جهان منفجر شونده،فضای ژله مانند،سیاهچاله های همه چیز خوار . زمان سرعت گرفته بیاندازند و ببینید نور هم زرد است،هم آبی و هم قرمز،مسیری که مستقیم به روی خود باز می گردد،مترهای نواری را وقتی به طبقه پایین می برید کوتاهتر می شوند،و این که همه ما از غبار ستارگان تشکیل شده ایم؛ فقط فراموش نکنید که فاصله خود را با سیاهچاله حفظ کنید!

 

 

 

 

 

 

 

 عمو آلبرت در جست و جوی کوانتوم

اینبار به جای گشت و گذار در فضای بی انتها،به همراه دو فیزیکدان ما خرگوش سفید را تعقیب کنید و وارد سرزمین عجایبی شوید که جهان کوچک کوارکها و الکترونهای جهنده است.گربه چشایر به شما نشان خواهد داد که هیچ چیز آن طور که به نظر می رسد نیست،و حتی در کوچک ترین ذرات رازهای ناشکافتنی وجود دارد.

 

 

 

 

 

 

 نامه به عمو آلبرت

راسل استنرد با نوشتن کتابهای زمان و فضای عمو آلبرت،عمو آلبرت و سیاهچاله و عمو آلبرت در جستجوی کوانتوم تنها قصد داشت فرضیه های علمی قهرمان علمی خود آلبرت انیشتین را به کودکان نزدیک کند.

اما خوانندگان خردسال و نوجوان وجود(هر چند تخیلی)عمو آلبرت  دانشمند را غنیمت شمردند و سیلی از نامه ها را به سوی او روانه کردند به همراه سوالهایی که بزرگ ترهای آنها ،چه والدین و چه، معلمها،قادر یه پاسخ دادنشان نبودند.این کتاب نخستین مجموعه منتخب نامه هاست،به همراه پاسخ های راسل استنرد.دامنه سوال ها از آغاز جهان تا پایان جهان را شامل می شود و نشان می دهد که کودکان امروزی به مسائلی ورای بازی و تفریح فکر می کنند و انتظار گرفتن جواب را نیز دارند.

 

 

 

 

از عمو آلبرت بپرس

چرا آب خیس است؟ اتم چیست؟ جهان چطوری تمام می شود؟ چرا هواپیما نمی تواند در فضا پرواز کند؟ مستقیم از صندوق پستی عمو آلبرت2/1 100 سوال پیچیده-همه از زبان کودکان- درباره موضوعاتی از سیاهچاله و سیاره ها واتم و ستاره گرفته تا ابر و رنگ وپرواز و آتشفشان.

پاسخ های ساده و قابل درک توسط خالق عمو آلبرت،راسل استنرد، به شما در کشف جالب ترین اسرار علم کمک خواهند کرد... می خواهید بدانید که 2/1 سوال چیست؟ کتاب را بخوانید...

 

 

 

 

 

 

 

کلاس نجوم! نه !ستاره شناسی!!

بعد از حدود هشت ماه رفت و آمد و برنامه ریزی بالاخره تونستیم برای تابستون اولین سری کلاسهای نجوم رو برای بچه های راهنمایی تو منطقه بذاریم.

دیروز کلاس نجوم داشتیم.بحثمون منظومه شمسی بود.اول تمام اسمای همه سیارات رو نوشتیم،(اول ازهمه ژوپیتر رو نوشتم،صدای سپیده در اومد که چرا اول ژوپیتر؟؟؟!!! آخه میدونه ارادت خاصی به این سیاره زیبا و دوست داشتنی دارم!! منم توضیح دادم که به این دلیل که ژوپیتر یا همون زئوس خدای خدایانه و خوبه که اول بنویسیمش) بعد اومدیم به ترتیب فاصله شون از خورشید و مرتب شده بنویسیم که با بچه ها تصمیم گرفتیم که از همین الان اسمای فارسیشونو بنویسیم تا عادت کنیم بهش:

تیر

ناهید

زمین

بهرام

هرمز(زاوش)

کیوان

اورانوس

نپتون

پلوتون

ایندفه صدای سارا در اومد که چرا بیشتر اسم پسراست تا دخترا؟؟؟؟!!!!!!!!

دیدم همچین بیراه هم نمیگه ها!!!!!!!!!!چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

مثلا کجای کیوان(زحل) به این قشنگی شبیه پسراست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

خلاصه تصمیم گرفتیم برای سه تا سیاره آخر که اسم فارسی ندارن اسم دختر بذاریم.

سریع سپیده گفت: من اورانوسم!!!

سارا هم گفت:منم نپتون!!

الهه هم با آرامش گفت:اسم پلوتون رو هم بذاریم "وَنتا" که یه اسم ایرانیه یعنی«مهربون».شایدم درست میگفت.آخه پلوتون در مقابل نا مهربونی آدما خیلی مهربون از سیاره بودن کنار رفت!!!!!!!!!!!

خلاصه لیست رو تصحیح کردیم،اما بازم دلمون آروم نگرفت!!!!

پس زمین چی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

ایندفه دیگه من پیشنهاد دادم.

«آریا نائیریکا»..........................«بانوی ایرانی»

فکر نکنم چراش نیاز به توضیح داشته باشه!!!!!!!!!!!!

اینم اسمای جدید سیاره ها.

فقط اگه خواستید جایی ازشون استفاده کنید منبع یادتون نره...............

تیر

ناهید

«آریا نائیریکا»!!!

بهرام

هرمز(زاوش)

کیوان

سپیده!!!

سارا!!!

ونتا!!!

اما آخرش به دو تا نتیجه مهم رسیدیم...

1.     با این کارمون داریم خرابکاری بزرگی تو علم ستاره شناسی (نجوم )می کنیم!!!!

2.     ما هم ناسیونالیستیم هم فمینیست!!!!!!!!!!

مشکلیه؟؟؟؟؟؟؟؟؟

شاید پدیده های فیزیک

 

 

سلام

یه چند قرنی نبودم که الان دیگه مهم نیست،چون فعلا تصمیم دارم باشم.

میگن:

«آرزوهای خود را بنویسید،شاید شما آنها را فراموش کنید،اما خداوند هرگز»

یادمه دبیرستانی که بودم یکی از به اصطلاح آرزوهام این بود که معلم فیزیک بشم و تو شهر کوچیک لیسار(که محل تولد پدر و مادرمه و شهر خاطرات خوب کودکیم،و از نظر مکانی تو استان گیلان و شهرستان تالش قرار داره)تدریس کنم.

اعتراف می کنم که من یادم رفته بود،اما از اونجایی که خدا هم گاهی بدش نمی یاد سر به سر آدم بذاره و به آدم بفهمونه که چند مرده حلاجه،این آرزومو یادش نرفته بود و الان حدود دو سال و نیمه که تبعید شدم به شهرستان تالش و شدم معلم فیزیک.

البته بنده آرزوی کذائیمو نوشته بودم وگرنه بدجور یقه خدارو می گرفتم.

حالا اینا چه ربطی به این وبلاگ داره؟؟؟!!!!!!

ربطش اینه که تو ی شش ماهی که اینجا تدریس کردم با پدیده هایی مواجه شدم که می تونن شوک عظیمی تو فیزیک ایجاد کنن.

می پرسید چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

واسه اینکه مثلا اکثرشون اعتقاد دارن بهترین راه تولید انرژی تو این منطقه که تو شمال کشوره و هوا همیشه بارونیه «انرژی خورشیدیه»!!!!!!!!!!!!

دیگه اینکه دلیل رسانایی ضعیف گرمایی آب رو سرد بودن آب می دونند!!!!!!!!!!!!!

یا دلیل اینکه چرا زیر تانکرهای نفت کش زنجیر آویزون می کنند، اینه که زنجیر در اثر تماس با زمین جرقه بزنه و تانکر آتیش بگیره!!!!!!!!!!!!!

و مهمتر اینکه:

۱۰۰-۱۰=۱

تازه شاگردای من الکترون مثبت رو هم کشف کردن«البته می دونم شما هم مثل من مطمئنید که منظورشون همون پوزیترونه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!»

اینا واقعا پدیده نیستن؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

سلام

در جواب آقاي محمد علي گنجي كه در مورد مطلب پستهاي قبلي پرسيده بودند که بالاخره خدا از آينده ما خبر داره يا نه؟
اگه نه پس خدا هم محصور درزمانه؟
اگه داشته باشه چه جوري با اختيار انسان قابل جمعه؟

در مورد سوالي كه پرسيده بودي ، فكر مي كنم تو مقاله كامل توضيح دادم.

اما اينكه آيا خدا از آينده خبر داره يا نه اول بايد درست تعريف كنيم خبر از آينده يعني چي؟

اگر مثلا كسي به عنوان معلم يا پدر و مادر ما باشه با توجه به شناختي كه از ما داره ميتونه حدس بزنه كه ما قراره چيكار كنيم و يا بدليل تجربه بيشتر ميتونه بگه اگه راهي رو انتخاب كرديم به كجا مي رسيم. اين نوعي خبر از آينده است.يا حتي پيشگويي هاي ستاره شناسي يا تعبير خواب كه نه ميشه بطور كامل تائيدشون كرد و نه بطور كامل رد كرد.

اما اينا رو نميشه با خبر از آينده خدا مقايسه كرد.

وقتي ميگيم خدا بطور كامل از آينده ما خبر داره يعني آفرينش ما رو جوري انجام داده كه ما بر طبق پيش بيني هاي اون زندگي كنبم. مثل يه طراح ربات كه ربات رو جوري طراحي ميكنه كه بتونه از پس كار مورد نظر طراح بر بياد. حتي رباتهاي هوش مصنوعي هم بر طبق اطلاعات از پيش تعريف شده كار انجام ميدن.

اما خدا انسان رو با عقل و شعور آفريد . اونو خليفه خودش رو زمين قرار داد و انسان رو در قبال كارهايي كه انجام ميده مسئول قرار داد. اختيار بهش داد. و آزادي كه بي تعهدي نيست بلكه توانايي انتخاب و تعهد به اون انتخابه.

توانايي انتخاب يعني اينكه خدا اجازه داد كه انسان بر طبق آگاهيهاي خودش زندگي كنه و انو زير نظر داشت بدون اينكه انتخابها و دانايي خودش رو بخواد تحميل كنه.مثل پدر و مادري كه بچه اي رو تربيت ميكنه و اونو تو جامعه آزاد ميذاره تا خودش زندگي كنه، ولي از دور زير نظرش ميگيره.

اين درست تعبيريه كه من از كوانتوم ارائه كردم، خدا احتمالاتي رو قرار داده و انسان رو آزاد گذاشته تا انتخاب بكنه. و اما تعبيري كه تو داشتي از محدود بودن خدا در زمان ومكان به نظر من كلا مشكل داره. به اين دليل كه زمان و مكان خودش محدوده، خودش نسبيه و صرفا براي ما كه محدوديم قابل تعريفه. اصلا نميتونيم براي خدا زمان و مكان تعريف كنيم كه حالا بگيم خدا تو اين زمان ومكاني كه فقط براي ما قابل دركه و تازه اونم براي ناظرهاي مختلف و موجودات مختلف فرق داره محدوده يا نيست.

اشتباه ما اينه كه مي خواهيم خدا رو با ذهن محدود و ماديمون كه هنوز هم بطور كامل نميتونه جواب سوالهاي ماديمون رو بده بسنجيم كه اين دقيقا باعث ميشه كه تو اغلب موارد به تناقض برسيم.

 

اندیشه های کوانتومی مولانا

سلام

 

تو پستای قبلی اندیشه های کوانتومی منو مطالعه کردید"من، کوانتوم ، زندگی" حالا میخوام با یه کتاب خوب آشناتون کنم...

کتاب " اندیشه های کوانتومی مولانا " خیلی زیبا فلسفه کوانتوم رو بیان کرده و همینطور اشعاری از مولانا رو میگه که میشه با منطق کوانتومی هم بهش نگاه کرد...

اصلا هم عجیب نیست که مولانا هم مثل من اندیشه های کوانتومی داشته باشه، آخه نکه من خیلی شبیه مولانا هستم....عارف ، عاشق ، شاعر...فقط همچین بگی نگی مولانا یه چیزایی از من کم داشت، اونم فیزیکدان بودنه..(آخی..تن مولانا و تمام فیزیکدانا داره تو خاک میلرزه...)

 

 

نام کتاب:اندیشه های کوانتومی مولانا

              پیوند علم وعرفان

 

نویسنده:دکتر محسن فرشا د

انتشارات: نشر علم

نوبت چاپ : چاپ دوم (اول ناشر)1384

قیمت : 4500 تومان

شابک:4-576-405-964

تعداد صفحات:493 صفحه

 

 

فهرست مطالب

 

اتحاد علم و عرفان

یگانگی ناظر و منظور

بیو پلاسما و هاله انسانی

خلا انیشتین و خلا دیراک

کوانتوم اندیشه انسان و نوترینو

مکانیک موجی و اندیشه های مولانا

رفتار شناسی ذرات بنیادی از دیدگاه مولانا

شناخت شناسی همه شهودی مولانا

هندسه کیهانی و مولانا

ماده از دیدگاه متا فیزیکی

یگانگی بزرک فیزیکی و عرفانی عالم

اتحاد انسان باعالم هستی

حرکت به سمت نور از لحاظ فیزیکی

پیام فرهنگی طبیعت

انرژی های شفا بخش و پزشکی جادوئی

پیام فرهنگی طبیعت در جهان کلان یا عالم اکبر

 

 

 

دستگاه تصفیه آب خورشیدی

سلام

  امروز یه خبر خوب دارم..

    الهام  که مشترکا مطالب وبلاگ رو می نویسیم ، قبل از اینکه فیزیکدان باشه، یه مخترعه، یا شایدم اول فیزیکدان شده بعد مخترع..!!!

البته چندان فرقی نداره ، مهم اینه که یکی از مهمترین اختراعات الهام" دستگاه تصفیه آب خورشیدی" است.

که به ثبت هم رسیده...

می تونید ویژگیها ، طرح و گواهی ثبت اختراعش رو ببینید:

 

دستگاه تصفیه آب خورشیدی مجهز به عدسی و فلز مس

 

     ویژگی مهم این است که مجهز به عدسی است. این عدسی محدب و همگراست که به فاصله ی معینی از یک ورقه ی مسی قرار گرفته و نور خورشید را در یک نقطه روی فلز مس متمرکز می کند و باعث زودتر گرم شدن فلز می شود .

فلز مس به شکل سهمی است و آب روی آن قرار می گیرد و به دلیل سهمی بودن آب برای مدتی روی آن باقی می ماند تا گرمای تبخیر خود را بدست آورد و تبخیر شود و سریع به پایین شارش نکند.

دستگاه تصفیه آب خورشیدی طراحی شده دارای چند جنبه ابتکاری و نو نسبت به دستگاههای تصفیه آبی است که تا کنون ساخته شده است :

 

1-     مجهز به عدسی است که باعث می شود نور در یک نقطه متمرکز و گرمای قابل توجهی ایجاد کند و آب گرمای تبخیر خود را زودتر بدست آورد.

2-     دارای فلز مس است که گرمای زیادی در خود ذخیره می کند. مس گرمای ویژه  400 j/kg°c  دارد و نیزرساناست و گرمارازودتر به نقاط دیگر ورقه مس انتقال می دهد.

3-     این دستگاه می تواند در هر ابعادی کوچک یا بزرگ و یا در هرم هایی با تعداد وجوه مختلف ساخته شود و هر چه تعداد وجوه هرم بیشتر باشد سرعت تصفیه نیز بیشتر می شود و دستگاه می تواند به دلیل ایجاد گرمای بالاتر بهینه باشد.

4-     ویژگی بارز این دستگاه این است که از انرژی رایگان یعنی انرژی خورشیدی استفاده می شود.

 

 

 

یک دستگاه از طرح فوق توسط الهام ترکی نژاد مهربانی ساخته شده و در تاریخ 29/06/85 برای مدت بیست سال در اداره ثبت شرکتها و مالکیت صنعتی به ثبت رسیده است.

 

 

 

اگه اطلاعات بیشتری از طرح الهام خواستید می تونید با ایمیلش تماس بگیرید.

 

 

e_benignity@yahoo.com

 

 

من, کوانتوم , زندگی

                                                       

 

  یکی بود یکی نبود.

 

 

غیر از .... نمی دونم ,میگن اولش هیچی نبود....

یه دفعه همه جا روشن شد و گرم....

یه عالمه چيز باسرعت خیلی زیاد پرتاب شدند و اونقدر بهم برخورد کردند تا کم کم سرعتشون کم شد و سردتر شدند و

 شدند...

کهکشان ..و منظومه ..و ستاره ..و سیاره ..و من و شما.

.....یعنی ما از همون چیزی ساخته شدیم که آسمون و همه ستاره هاش..

پس چرا ما نشدیم ستاره..و ننشستیم یه جای دور توی آسمون؟!

واسه همینم اومدیم که از کار خلقت سر در بیاریم و بفهمیم چی شد که اینجوری شد..

هر چی ساختیم و گفتیم یه جاش غلط بود ..یه چيزی کم داشت... ما مونده بودیم بیرون و همه چی رو میدیدیم غیر از خودمون.

”جهان مثل ساعت کار میکند“,“جهان احتیاج به ناظر ندارد“.....

این یعنی ما جداییم از اون چيزی که از اول همه رو خلق کرد. 

ولی یه رابطه ای پیدا کرديم..یه سری قانون و فرمول که میگه

”جهان بدون حضور ما متفاوت خواهد بود“...و این یعنی....من هستم.

 

تئوری کوانتوم اولش یه چیزایی میگه که خیلی به فیزیک شبیه نیست،یا بهتره بگم بیشتر متا فیزیک ، یا حداقل اینطور به نظر میاد...

مثلا ”اصل عدم قطعیت“،(بر خلاف دیدگاه کلاسیکی مکانیک نیوتنی) میگه: نمیشه در مورد یک شی هر دو خصوصیت مکان و اندازه حرکت رو همزمان بدونیم، اگر یکی از این دو را با قطعیت (دقت) کامل تعیین کنیم، تمامی اطلاعات در مورد دیگری را از دست خواهیم داد، یعنی حتی در صورت داشتن بهترین و دقیقترین مشاهده ، جهان همیشه تا حدی نامعین خواهد بود.

همیشه، تا حدی، نامعین ... سه کلمه کوتاهی که می تونند زندگی یه نفر رو دگرگون کنند.

وقتی مکانیک کلاسیک نیوتنی میگه:“اگر اطلاعات کامل در مورد لحظه حال یک شی رو داشته باشیم ،می تونیم لحظه بعدش رو بدرستی پیشگویی یا محاسبه کنیم“ حس میکنی وجود نداری...یه اتفاقاتی باید بیفته و یه سری هم نباید... چه باشی و چه نباشی

دنیا بدون ناظر همچنان به زندگی ادامه میده.

دنیا احتیاج به فکر نداره..دنیا به ما احتیاجی نداره،بودن یا نبودن ما کمترین تاثیری در دنیا نداره.

ازطرفی اگر بپذیریم که ما هم جزئی ...یا حتی شیئی از جهانیم، باید بپذیریم که با داشتن وضعیت فعلی مون،وضعیت لحظه بعدمون... کاملا قابل پیش بینی و پیش گوئیه...

و این یعنی ما دقیقا همونجوری زندگی می کنیم و زندگی ما همونجوری پیش میره که باید بره...

دیگه فکر تعطیل..میشی یه برنامه کامپیوتری که در صورت گرفتن اطلاعات مشابه همیشه یه جواب میده ، بدون هیچ خلاقیتی!

هر اتفاقی،خوب یا بد،که برات افتاده باید میفتاده ... وتو فقط یه تماشاچی بودی توی این نمایش.فقط گهگاهی میتونستی آهی بکشی از سر حسرت یا ...اشکی بر قربانی....

خیلی بد..وقتی فکر کنی ابر و باد و مه  خورشید و فلک ...تو سرنوشتت دخیلند .. غیر از خودت..

در مقابل فیزیک کوانتومی میگه:“جهان ،همیشه ، تاحدی ، نامعین“

یعنی اگر حتی تمام اطلاعات راجع به لحظه حال رو داشته باشی،لحظه بعد کاملا قابل پیشگویی نیست،یعنی به دقت کامل و با احتمال قطعی نمیشه پیش بینی کرد.

یعنی با داده های برابر همیشه یه اتفاق نمیفته و جواب همیشه یکی نیست.

یعنی میشه اتفاقات رو تغییر داد،میشه بعضی اتفاقا نیفته .. و بعضی دیگه اتفاق بیفته..

اینجا یه بحث دیگه بوجود میاد...خب حالا که نمیشه اتفاقات رو دقیقا پیشگویی کرد. پس چه معیاری هست برای احتمالات مختلف؟!

تئوری کوانتوم بر خلاف کلاسیک که اصالت رو به ماده میده...اصالت رو بر مشاهده گر قرار میده...یعنی بسته به اینکه مشاهده گر یا آزمایشگر چی میخواد اتفاق میفته...

مثلا در مورد اتم اگر آزمایشگر بخواد ذره ببینه ذره میبینه واگه خاصیت موج رو بخواد موج میبینه..!!!!!!!!!!!!

این یعنی انخاب،یعنی آزادی...یعنی اراده..یعنی وجود داری و می تونی فکر کنی و تصمیم بگیری.

اینجوری میشه تقابل قضا و قدر رو هم توضیحح داد...تقابل بین جبر و اختیار...

همیشه یاد گرفتیم که هیچ چیز از اراده خدا خارج نیست و اون میدونه ما قراره تو زندگیمون چیکار کنیم و چه اتفاقاتی بیفته و همه اتفاقاتی که در طول زندگیمون برامون میفته قضا و قدره...

و از طرفی میگن انسان آزاده که تصمیم بگیره و خودش راه زندگیش رو انتخاب کنه.

اما همیشه این سوال پیش میاد که اگه به اختیار انسانه...پس ارده خدا چی میشه؟

واگه اراده خداست، پس انسان قدرت انتخاب نداره.

اما اگه کمی کوانتومی فکر کنیم میشه راحت درکش کرد.

خداوند اراده کرده احتمالهایی برای زندگی انسان وجود داشته باشه..و این انسانه که با اراده خودش احتمال قطعی رو انتخاب میکنه.چه بسا که اگه احتمال دیگه ای رو انتخاب کنه زندگیش بکلی تغییر میکنه.

انیشتین در رد اصل عدم قطعیت میگه“من نمیتونم بپذیرم که خدا تاس بازی میکنه“ و استیون هاوکینگ هم جواب جالبی به انیشتین داده“خداوند نه تنها تاس بازی میکه که تاس رو جایی پنهان میکنه که کسی پیداش نکنه“

منم معتقدم خدا تاس رو جایی قایم میکنه که براحتی نشه پیداش کرد،شاید حتی هدف خلقت همین باشه..پیدا کردن تاسی که خداوند پنهانش کرده..و کلی هم راهنما واسه پیدا کردنش گذاشته.!!!

اما موج کوانتومی:

تابع موج کوانتومی که فیزیکدانها اونو فاز پیش- ماده هم میگن در حقیقت احتمال وقوع یک رویداد رو مشخص میکنند.امواج کوانتومی قادرند سریعتر از نور حرکت کنند.این به این مفهومه که اونا میتونند در زمان رو به عقب یا رو به جلو حرکت کنند.فیزیکدانان ذراتی را که قادر به حرکت سریعتر از نور باشند(اگر چنین ذراتی وجود داشته باشند) تاکیون میگویند.

موج کوانتومی در مکان و زمانی که احتمال وقوع یک رویداد می رود نمایان میشه.

 یه تعبیر شگفت انگیز اینه که بگیم این احتمال نه تنها در ذهن ما وجود داره بلکه در فضا و زمان هم حرکت میکنه.بعبارت دیگر این موج هم درون ذهن ما و هم خارج از آن در جهان قرارداره.بطور خلاصه موج کوانتومی موجی از احتمال است که با سرعتی بیش از سرعت نور حرکت می کنه و ذهن ما رو به جهان مادی پیوند میده.

 

موج کوانتومی می تونه سریعتر از نور حرکت کنه و این یعنی میتونه در لحظه در چند جا وجود داشته باشه این موج میتونه رابطی باشه بین دو شیء یا دوشخص دور از هم.

تصور کنید موج کوانتومی ازیک رویداد در بخشی از جهان به شخصی برسه در بخش دیگری از جهان(در فاصله زیاد)..یعنی شخص در لحظه وقوع اتفاق .ازاتفاقی خبر دار میشه که کیلومترها از اون دور بوده.. واین یعنی شهود یا فهم آنی..

چون توابع کوانتومی نسبت به جهان واکنشهای آنی از خود نشان می دهند.

 اما چه چیزی رو می تونیم تصور کنیم که سرعتی بیش از نور داشته باشه...وبتونه در زمان رو به عقب و جلو حرکت کنه؟!

من فکر میکنم اندیشه یا فکر میتونه همچین خاصیتی داشته باشه..

ما میتونیم فکر کنیم راجع به چیزهایی که هنوز به وجود نیومده...و یا می تونیم خاطرات گذشته رو بازبینی کنیم،این یعنی ..ذهن ،فکر ،اندیشه می تونه در زمان به

عقب بره و خاطرات رو بازبینی کنه ... ومیتونه درباره آینده ای که هنوز نیومده ...فکر کنه...حتی پیش بینی کنه...

می تونه ارتباط تله پاتیک داشته باشه،ارتباطی بدون واسطه مادی با شخصی در فاصله زیاد!

از طرفی میگن ذرات در مقیاس کوانتومی رفتاری غیر طبیعی دارند، ممکن است در جایی بدون هیچ علتی ظاهر یا از جایی ناپدید شوند.شاید این چیزی رو که ما بدون علت میدونیم در حقیقیت از علتهای شناخته شده ما تبعیت نمی کنند..شاید بشه گفت ذرات درمقیاس کوانتومی چیزی دارند مثل شعور یا اندیشه..یا بهتره بگیم با هوشند.. و میتونند تصمیم گیری کنند...میتونند با فکر عمل کنند..

بااین تعبیر عجیب نیست که بگیم  اندیشه انسان هم از ذرات کوانتومی تشکیل شده...

در حقیقت مجموعه ای از اجزا با شعور و باهوش همگی تحت تاثیر یک شعور کل فکر و اندیشه انسان رو تشکیل میدن.. و به این دلیله که انسان موجودی باشعور و با قدرت تصمیم گیریه...

 

اینا شواهدی هستند که میتونیم براساس اونا بگیم ذهن میتونه از موج کوانتومی تشکیل شده باشه...یا نه ..از  ذراتی که میتونن با سرعت بیش از نور حرکت کنن(همون تاکیونها).

 

 

تو بحث عدم قطعیت گفتیم که ذهن آزمایشگرمیتونه روی موضوع مورد مشاهده تاثیر بذاره....به تعبیر فیزیک کوانتوم ..تجزیه ناپذیری سیستم های کوانتومی یا به تعبیر عرفان اتحاد شاهد و مشهود ...یا ناظر و منظور...

یعنی هنگام مطالعه پدیده های کوانتومی..آزمایشگر،وسایل آزمایش و موضوع مورد آزمایش یه کل رو تشکیل میدن...یه سیستم که جدایی ناپذیرند و قطعا می تونند روی هم تاثیر بذارن.

و اگر بپذیریم که ذهن انسان تشکیل شده از امواج کوانتومی یا همون فاز پیش – ماده پس میتونه روی دنیای اطرافش تاثیر بذاره ، میتونه نه تنها با سیستم های کوانتومی که با سیستم های بزرگتری مثل جهان هستی یگانه بشه.

اگه بتونیم بگیم که ماده چیزی نیست جز نور(انرژی) به دام گرانش افتاده ...پس میتونیم با متمرکز کردن انرژی فکر یا همون امواج فکر ، ماده رو ایجاد کنیم.البته مطمئنا احتیاج به انرژی زیادی داره.

به تعبیر دیگه می تونیم بگیم اندیشه میتونه باعث تغییر شدت موج کوانتومی بشه.. و از اونجائیکه شدت موج کوانتومی معیاری برای احتمال وقوع رویدادهاست، تغییرفکر... تغییر معیار احتمال وقوع رویدادها رو در پی خواهد داشت و این یعنی میشه به کمک اندیشه ،احتمالات وقوع رو دستکاری کرد،یا بعبارتی اتفاقات رو تغییر داد.

البته همه اینها فعلا در سطح کوانتومی معتبر هستند،اما نمیتونیم بگیم در سطوح بزرگتر معتبر نیستند.فقط شاید هنوز ...شاهدی معتبر براش پیدا نشده باشه.

خب وقتی میتونیم با اندیشه رویدادها رو تغییر بدیم،پس میتونیم رویدادهای دلخواه رو ایجاد ..و رویدادهای بد رو حذف کنیم. میتونیم با کمک فکر حوادث رو پایه ریزی کنیم.

شواهدی هست که با نیروی فکر حتی اجسام رو جابجا می کنند.نوعی تغییر در سطح ماده که بدون واسطه ی مادی انجام میشه...

بد نیست یه نگاهی هم به واقعیت بندازیم...واقعیت چیه؟!

چیزی که می بینیم ...یا چیزی که می خواهیم ببینیم...آیا اصلا چیزی که می بینیم با چیزی که می خواهیم ببینیم فرق داره؟...یا ما دقیقا همون چیزهایی رومیبینیم که می خواهیم؟....آیا دنیای مادی خارج از ذهن وجود داره؟ یا همه چیز تو ذهن ماست؟ اصلا ذهن چیه؟

گفتیم،میتونیم ذهن رو تشکیل شده از موج کوانتومی بدونیم و وقتی این موج بدام گرانش میفته اسمش رو میذاریم ماده..این ماده همون جهان اطراف ماست..همون چیزی که ما میبینیم..و به تعبیری اون چیزی که می خواهیم ببینیم.شاید به نظر قدری پیچیده بیاد..اما میشه توضیحش داد.

رئالیست ها میگن:جهان مادی خارج از ذهن وجود داره. چه ما باشیم چه نباشیم .. اما ایده آلیست ها  میگن :جهان همون چیزیه که تو ذهن ما وجود داره...چیزی به اسم واقعیت خارجی نداریم..

شاید هر دوشون به نحوی درست بگن....جهان بدون حضور ما وجود داره..این درسته ،اگه روزی هر یک از ماا ز این دنیا بریم ،جهان هنوز به زندگیش ادامه میده ...و از بین نمیره ...اما آیا همین جهان برای شخص از دنیا رفته هم وجود داره؟! یا جهان او عوض شده...تا زمانی که توی این دنیا بود و جسم مادی داشت جهان پیرامونش هم جهان مادی بود،که همه ما میبینیم...اما وقتی از دنیا رفت و جسمش متلاشی شد چطور؟!!!!!!!!!!

آیا هنوز همون دنیای مادی ما رو تجربه میکنه، یا جهانش هم مثل ساختار ذهنی و وجودیش تغییر کرده؟!

بهتره بگیم جهان برای هر شخص متناسب با ساختارذهنیش وجود داره...جهان مادی وجود داره ولی برای هر کس با توجه به ساختارمتفاوت ذهنیش متفاوته..

نمونه بارز این واقعیت رو تو زندگی روزمره میبینیم.

مثلا یه موضوع واحد.. یا حتی یک شیء برای هر کس بنا به ساختار اندیشه و ذهنیش میتونه تعابیر متفاوتی داشته باشه.

مثلا یه کتاب برای نویسنده کتاب وسیله ای برای انتقال اطلاعات و تجربیاتش، برای کتابفروش جنسی که با فروش اون میتونه کسب در آمد کنه..برای یه دانشجو چیزیه که با خرید و خوندن اون میتونه یه واحد درسی رو پاس کنه،برای دانشجوی دیگه ای میتونه پر از مفاهیم و اطلاعات و شناخت باشه راجع به چیزهای جدید... حتی برای یه بچه میتونه تبدیل بشه به دفتر نقاشی.....

این کتاب وجود داره،وجود خارجی و فیزیکی (به تعبیر رئالیست ها)...اما برای هر کس بنا به ساختار ذهنیش کارکرد متفاوتی داره(به تعبیر ایده آلیست ها).

همینجا میتونیم به یه تعریف دیگه هم برسیم...جهانهای موازی یا دنیاهای موازی

”برای هر یک از ما تعداد نامحدودی جهان بطور همزمان وجود دارد. ”

”ممکن است هر یک از جهانها با جهان بعدی اختلافی جزئی داشته باشد، یابطور کلی بی ارتباط باشد“

این میتونه یکی از هیجان انگیز ترین نتایج بدست اومده از فیزیک کوانتومی باشه...

از اونجائیکه معیار وقوع اتفاقات چیزی نیست جز احتمال... اورت پیش بینی میکنه که ممکنه همه احتمالات ممکن اتفاق بیفته ، منتها در جهان هایی متفاوت.

مثلا هنگام پرتاب سکه ...هر دوروی شیر و خط همزمان اتفاق بیفتد،منتها در دوجهان مجزا .. وجالب تر اینکه ما در هر دو جهان نظاره گر این اتفاق باشیم.

این موضوع علاوه بر هیجان انگیز بودن از عجیب ترین نتایج بدست اومده از فیزیک کوانتومی است.... جهان های موازی....دنیاهایی که میتونن با هم اختاف جزئی داشته باشند یا حتی بطور کل  با هم بی ارتباط باشند و ما در هر دو جهان حضور داریم.!

شاید با دیدگاه مادی نشه به این پدیده نگاه کرد...یا بهتره بگم این جهان ها از جنس ماده ...یا حداقل اون نوع ماده که  ما میشناسیم نباشند،شاید حتی از قوانین فیزیکی که ما میشناسیم هم تبعیت نکنند.اما این پدیده رو هم میشه با کمک کوانتوم قدری توضیح داد.

در بحث قبلی گفتیم که دنیای اطراف ما بنا به ساختار ذهنیمون ساخته شده ...و هر کس دنیا رو طوری میبینه که میخواد یا ساختار ذهنیش بهش اجازه میده...

اینطور اگه به دنیا نگاه کنیم...عملا دنیاهای متفاوتی خواهیم داشت و باز هم عملا در همه دنیاها حاضر خواهیم بود...حتی با ارزش های متفاوت... مثلا در پرتاب سکه ،اگر شیر آمدن سکه موفقیت ما و خط آمدن سکه موفقیت طرف مقابل ما باشد، اگر احتمال مطلوب را موفقیت تعیین کنیم...حتی با خط آمدن سکه ما در دنیای احتمال موفقیت حضور داشته ایم منتها این دنیای مطلوب ما نیست..و دنیای مطلوب طرف مقابل ماست..

از طرفی گفتیم دنیای هر کس بنا به ساختار ذهنیش متفاوته و همینطور اندیشه و فکر از امواج کوانتومی تشکیل شده اند .. و از طرفی شدت موج کوانتومی ..یا انرژی موج کوانتومی.. معیاریست برای احتمال وقوع...

پس میتونیم بگیم دنیای هر کس بنا به شدت انرژی فکريش متفاوته ..ایجوری عملا در دنیایی زندگی میکنیم که هر کس بنا به انرژی فکر و قدرت اندیشه خودش دنیای منحصر بفرد خودش رو داره...

 

حتی میتونیم دنیاهایی رو تعریف کنیم که هر کدوم مقدار انرژی کوانتیده و مشخصی دارند .. و هر کس بسته به میزان انرژی اندیشه خودش میتونه وارد این دنیاها بشه و اینجوریه که افراد با سطح معلومات یکسان مثلا اغلب کسانی که یه رشته تحصیلی خوندند یا علائق مشترکی دارند دنیا رو یه جور می بینند ، یا بعبارتی حرف همدیگه رو خوب می فهمند و میتونن همدیگه رو خوب درک کنند.چون در یک دنیا زندگی می کنند و قوانین دنیایی خاص روی اونها اثر میذاره..

همینکه با بالا رفتن سطح معلومات، درک و فهممون از دنیای اطرافمون تغییر میکنه و مسائل رو جور دیگه ای می بینیم ..در حالیکه دنیای مادی اطرافمون تغییر نکرده گواهیست بر وجود این جهان ها...

بارها پیش اومده که دو یا چند دانشمند همزمان در نقاط مختلف دنیا به یه رابطه علمی رسیدند.. فکر می کنم دلیلش این باشه که هر دو دانشمند همزمان به سطح آگاهی برتری که لازمه درک مفهوم جدید از دنیا بوده رسیدند... و این اتفاق واقعا نیاز به این نداره که دو دانشمند با هم در تماس باشند..کافیه هر دو مطالعات و یا افکاری جهت حل موضوع داشته باشند،تا سطح انرژی و آگاهیشون بالا بره..

نه تنها این موضوع که فکر میکنم حتی تمام کشفیات علمی ،از اونجائیکه مرهون ریاضتهای علمی بوده.. تونسته سطح درک وآگاهی دانشمند رو بالا ببره تا جائیکه رابطه رو درک کرده...

می تونیم یه قدم جلوتر بریم و بگیم این دنیاها درست در همین مکان – زمانی که ما هستیم وجود دارند...وچه بسا توی این دنیاها موجودات دیگه ای هم زندگی می کنن که قدرت درک اونا رو نداریم...موجوداتی با سطح انرژی بالاتر یا حتی پایین تر...

موجوداتی که از جنس ما نیستند.. یا شاید هم روزی بودند.. ولی با بالا رفتن سطح انرژی به موجودات دیگه ای تبدیل شدند...

اینجوری میتونیم بگیم تولد و مرگ هم چیزی نیست جز سفر در جهانهای موازی....

وارد دنیای مادی میشیم...سالها زندگی میکنیم...یادگیری و تجربه باعث تغییر در موج اندیشه ما میشه،تغییر موج اندیشه دنیای اطرافمون رو تغییر میده...نگاهمون رو به دنیا تغییر میده ...وزمانی میرسه که شدت موج اندیشه مون دیگه در سطح درک دنیای مادی نیست بلکه بالاتره یا حتی پایین تره... وبه سطح درک دنیای دیگه ای رسیده... اونموقع دیگه موندنمون در این دنیا بی فایده ست و به سطح آگاهی برتر تغییر موضع میدیم...

و مرگ عملا چیزی نیست جز درک دنیای موازی با سطح انرژی بالاتر..درست مثل زمانی که تو مدرسه درس میخونیم ،وقتی چیزهایی که لازم بوده تو یه پایه یاد بگیریم ،یاد گرفتیم...مجوز ورود به دنیای بالاتر رو پیدا میکنیم..

اما اگه نتونیم تو این دنیا انرژی رو جذب کنیم و سطح درک وآگاهیمون رو افزایش بدیم..شاید حتی نزول کنیم به سطح انرژی پایین تر و بعد از مرگ به جهان پایین تری بریم.

این میتونه جلوه ای باشه از بهشت و دوزخ...بهشت همیشه تو آسمونا بوده .. و مرکز انرژی برتر هم تو مرکز کیهانه... و اما دوزخ همیشه پایین تر بوده ..(سطح انرژی پایین تر)...

پس بیراه نگفتیم اگه بگیم عرفان و کوانتوم رابطه نزدیکی با هم دارند هدف نهایی عرفان یکی شدن با روح جهان یا همون فناست و کوانتوم هم تاکید داره بر اتحاد ناظر و منظور..

از همه چیز بگذریم.. تاثیری که اندیشه های کوانتومی میتونه روی زندگی بذاره قابل تامله...

اگه بیاموزیم که به روش منطق کوانتومی فکر کنیم...می تونیم از کارهای به ظاهر کوچیک نتیجه های بزرگی بگیریم.

وقتی بدونیم افکار ما ..روی زندگیمون تاثیر میذاره ، یاد میگیریم مسئولانه تر فکر کنیم ..و اندیشه های خوبی داشته باشیم،تا توی زندگی خوبی برامون پیش بیاد و همیشه انتظار خوبیها رو داشته باشیم..

اگر بپذیریم وجود جهانهای موازی رو.. و اینکه ما در همه جهانها شاهد و ناظر همه اتفاقات هستیم ، می پذیریم که هراتفاقی میتونه جنبه های مثبت و منفی داشته باشه و ما می تونیم همیشه جنبه مثبت رو ببینیم... و می فهمیم که نوع نگاه ما به اتفاقاته که خوب وبد بودن رو مشخص میکنه..

یعنی خوبی و بدی هم جدا از ناظر  و دیدگاه ناظر یا بهتر بگم اندیشه و فکر ما نیستند.

اگه دنیای پس از مرگ رو دنیای با سطح انرژی بالاتر بدونیم نه تنها از مرگ نمی ترسیم  بلکه برای بالا بردن انرژیمون تلاش می کنیم تا به سطح درک آگاهی برتر برسیم و یاد می گیریم که تمام اشتباهات و کجرویها تو زندگی می تونن ما رو از رسیدن به این سطح انرژی دورتر کنند.

میتونیم یاد بگیریم خودمون رو در بند ماده اسیر ندونیم،میتونیم به اندیشه مون اجازه پرواز بدیم و از حصار ماده عبور کنیم، می تونیم با جهان یگانه بشیم،روح هستی رو درک کنیم ..یاد می گیریم دنیا ارزشش بیشتر از اینه که از دریچه کوچیک چشمای مادیمون بهش نگاه کنیم.

 

”وقتی بربلندا باشیم هر چیز دیگری را کوچک می بینیم.افتخار و اندوه ما معنایش را از دست می دهد.هر آنچه بدست آورده ایم یا از دست داده ایم، همان پایین می ماند.از بالای کوه می بینی که دنیا چه بزرگ است وافق هایش چه وسیع ”

 

شاید بور حق داشته که بگه ”روزی میرسه که تئوری کوانتوم بهتر از مذهبی مردم رو راهنمایی خواهد کرد“

 

و سخن آخر اینکه :

هنگامی که آرزوی چیزی  را در سر داری ، سراسر کیهان همدست می شود تا بتوانی این آرزو را تحقق ببخشی

 

چرا که می توانی با روح جهان یگانه شوی.................................................