چرخش زمین(حرکت وضعی)

  

    روز نجومی: زمین در هر 23 ساعت و 56 دقیقه و 4.1ثانیه یکبار به دور محورش می چرخد،یعنی اگر در جای خاصی بایستید و ستاره مشخصی را در نظر گرفته و آنرا مثلا بالای دودکش خانه ای ببینید دوباره بعد از 23 ساعت و 56 دقیقه و 4.1ثانیه در همان جای سابق خواهید دید.یعنی اگر امشب ساعت 10 و 8 دقیقه چنین مسئله ای اتفاق افتد،فردا ساعت 10 و 4 دقیقه این اتفاق خواهد افتاد و فردای آن شب هم 4 دقیقه زودتر (ساعت 10) و... این عدد 23 ساعت و 56 دقیقه را(صرف نظر از ثانیه ها) اصطلاحا روز نجومی می گویند.

 

   اما اگر چنین کاری در مورد خورشید صورت گیرد این مدت،24 ساعت طول خواهد کشید.(از ثانیه ها صرف نظر می کنیم) بنابراین منجمین 24 ساعت یا یک شبانه روز را روز خورشیدی و به اصطلاح دقیقتر روز خورشیدی متوسط گویند.  

 

     قطب چرخش زمین:در چرخش زمین دو نقطه تقریبا ثابت می توان یافت که به نظر می آید نقاط دیگر به دور آن می چرخند.آن دو نقطه را قطب گویند و هر دو را قطبین گویند.

 

جهت چرخش زمین:زمین از غرب به شرق می چرخد.ستاره شناسان معمولا جهت چرخش را با مقایسه با جهت چرخش عقربه های ساعت بیان می کنند.بنابراین می گویند اگر به زمین از طرف قطب شمال نگاه کنیم زمین خلاف عقربه های ساعت می چرخد و اگر از طرف قطب جنوب کره زمین به آن نگاه کنیم،می بینیم که موافق عقربه های ساعت می گردد.

                             

شکل زمین:زمین کروی است اما یک شکل کاملا کروی ندارد،بلکه در دو قطب فرو رفتگی دارد.زیرا فاصله بین دو قطب زمین کوچکتر از فاصله دو نقطه مقابل یکدیگر روی خط استواست.به عبارت دیگر قطر قطبی زمین کوچکتر از قطب استوایی آن است.قطر قطبی زمین 12713511 متر و قطر استوایی 12756280 متر است.که این دو عدد 42769 متر با هم اختلاف دارند.یعنی فاصله قطب تا مرکز زمین تقریبا 21.4 کیلومتر نزدیکتر است تا فاصله نقطه ای خط استوا تا مرکز زمین.

این فرو رفتگی در دو قطب به نسبت شعاع متوسط زمین 6367.448 کیلومتر بسیار کوچک است.بطوریکه اگر بخواهد این فرورفتگی در کره ای جغرافیایی به قطر 30 سانتیمتر نمایش داده شود،باید هر کدام از قطب ها فقط 0.5میلیمتر پایین تر از جایی که هستند قرار بگیرند و این بسیار جزئی است،مثلا ارتفاع قله اورست روی این کره 0.2 میلیمتر است.بنابر این مشخص می شود که زمین اگرچه کاملا کروی نیست،اما واقعا بسیار بسیار شبیه یک کره کامل است.

 

دایره های روی زمین:

             خط استوا دایره ایست که فاصله هر نقطه از آن تا قطب 90 درجه است و این دایره منحصر بفرد است.دایره های دیگری داریم که موازی با دایره استوایی هستند،این دایره ها هرچه به قطب نزدیکتر شوند،کوچکتر می شوند بطوریکه در قطب به یک نقطه می رسند.این دایره ها را مدارات یا مدارهای عرض جغرافیایی می نامند،زیرا تمام نقاطی که روی یک مدار قرار بگیرند عرض جغرافیایی شان با هم برابر است.

 

عرض جغرافیایی: فاصله هر نقطه از خط استوا بر حسب درجه.

 

دایره هایی نیز داریم که از دو قطب می گذرند،این دایره ها را نصف النهارات می نامند.

تمام  نقاطی که روی یک نصف النهار قرار داشته باشند نیم روزشان(اذان ظهرشان) در یک لحظه خواهد بود (و هیچ تفاوتی در اذان ظهر نخواهند داشت).نصف النهارات هیچ کدام نسبت به یکدیگر برتری ندارند تا یکی را به عنوان  مبدا بتوانیم در نظر بگیریم.از اینرو یکی را بعنوان مبدا قرار داد می کنند.

نصف النهار مبدا در این زمان نصف النهار گرینویچ در نظر گرفته شده(در گذشته مکه، جزائر خالدات،پاریس و ... در زمانهای مختلف،نصف النهار مبدا بوده اند)و این نصف النهاری است که از وسط پایه تلسکوپ رصدخانه سلطنتی انگلیسی در گرینویچ می گذرد.

 

طول جغرافیایی: فاصله هر نقطه از مبدا بر حسب درجه.

تعریف های دقیقتری برای طول و عرض جغرافیایی:

 

         طول جغرافیایی: اندازه زاویه بین نصف النهاری که از یک محل می گذرد با نصف النهار مبدا که حداکثر 180 درجه می تواند باشد،که شرقی است یا غربی.

 

عرض جغرافیایی:اندازه مکانی از نصف النهار یک محل که بین خط استوا وآن محل واقع شده و حداکثر 90 درجه می تواند باشد،که یا شمالی است یا جنوبی.

طول و عرض جغرافیایی بر حسب درجه و دقیقه (60/1)درجه نمایش داده می شوند.

 

 

کره آسمان

  

     اگر فضا نوردی از سفینه خود خارج شود به هر طرف که نگاه کند اجرام آسمانی را می بیند،حتی ستارگان و خورشید و ماه و... را با هم می تواند ببیند و چنین تصور می کند که داخل کره بسیار بزرگی قرار گرفته که اجرام آسمانی در سطح داخلی این کره چسبیده اند.

این کره فرضی را کره آسمان گویند که بسیاری از اندازه گیریهای نجومی روی آن انجام می گیرد.

 

قطب آسمان

 

    قطب آسمان جایی است که به نظر می آید تمام ستارگان به دور آن میگردند.این نقطه در نیکره شمالی جایی است در فاصله بسیار نزدیکی از ستاره قطبی که به آن قطب شمال سماوی گویند .از این پس برای سادگی کار قطب شمال سماوی را که حدود 0.75 درجه با ستاره قطبی فاصله دارد،همان ستاره قطبی در نظر می گیریم.قطب شمال آسمان هر محل نقطه ثابتی است که ارتفاع آن از سطح افق ثابت است وهر کس به طرف آن بایستد رو به شمال ایستاده است و ستارگان به دور آن می چرخند.

 

مختصات افقی: همواره یک فرد نیمی از کره آسمان را در بالای سر خود می بیند.در واقع آسمان نیمکره یا گنبدی است که از دایره افق شروع می شود وبالای سرمان در آسمان میرسد.

 

 

یکی از دوستان(سامان) درباره چارون پرسیده بودند ،قصد داشتم در مطلب پلوتو توضیح بدهم که زودتر مطلب را ارائه میکنم.

 

در ژوئن سال ۱۹۸۷ میلادی جیمز کریستی از رصدخانه نیروی دریایی ایالات متحده در فلاگستاف آریزونا متوجه چیزی شد که در عکس پلوتو به صورت یک برآمدگی دیده می شود.با بررسی عکسهای قبلی ،کریستی هفت عکس پیدا کرد که همان برآمدگی را که همیشه تقریبا در جهت شمال به جنوب قرار می گرفت،نشان می دادند.او پیشنهاد کرد که این برآمدگی تصویر ضعیف قمر پلوتو می باشد که قسمتی از آن از تصویر سیاره بیرون زده است.کریستی این قمر را به یادبود مرد قایق سواری که ارواح را از عرض رودخانه استیکس به خدای زیرجهان( پلوتو) میبرد،چارون نامید.

 

 

پلوتون و چارون-اندازه های نسبی

مدارچارون به دور پلوتون به گونه ای که در سال ۱۹۸۰ میلادی از روی زمین مشاهده شد.

سیارات خاکی (عطارد)

بر اساس خواص فيزيکی سیارات منظومه شمسی در دو دسته قرار می گیرند: خاکی و مشتری گون.

   سیارات خاکی:زمین،عطارد،زهره و مریخ

   سیارات مشتری گون:مشتری،زحل،اورانوس،نپتون،پلوتو و چارون

نکته اصلی قابل قیاس بین این دو این است:سیارات مشتری گون جهانهای ابتدایی هستند که از زمانی که تشکیل شده اند نسبت به سیارات خاکی فعال (زمین،زهره و مریخ) کمتر تحول پیدا کرده اند.در اين بخش به برخی از خصوصیات این سیاره ها می پردازیم.

 

عطارد                         

                          

 

عطارد نزدیکترین سیاره به خورشید و نیز کوچکترین سیاره خاکی است.هر سال در حدود سه بار به عنوان ستاره درخشان شامگاهی در نزدیکی افق غروب خورشید و نیز به عنوان یک ستاره صبحگاهی ظاهر می شود.به خاطر سرعت کم آن نسبت به زمین از لحاظ افسانه ای،خدای روشنی نامیده شده است.در مواقعی عطارد در درخشندگی شبیه زحل می شود،اما معمولا به واسطه درخشندگی همسایه اش،خورشید ناپدید می گردد.

 

  الف) حرکتها: عطارد در یک مدار با ثابت خروج از مرکز(e=۰.۲۰۵۶) و میل (۷ درجه نسبت به دایرة البروج)زیاد با نیم قطر اطول ۰.۳۸۷۱ AU ویک دوره تناوب مداری نجومی ۸۷.۹۶روز به دور خورشید می گردد.بزرگترین زاویه کشیدگی این سیاره که از زمین مشاهده شده است در بازه ای از ۱۸درجه(قرین خورشیدی) تا ۲۸ درجه(بعید خورشیدی) با متوسط ۲۳23درجه قرار دارد.دوره تناوب چرخشی نجومی آن ۵۸.۶۴شبانه روز است که دوسوم دوره تناوب مداری نجومی آن می باشد.شبانه روز خورشیدی عطارد درست دو برابر طول سال آن است.(۱۷۶ شبانه روز)

  

  ب)مشخه های فیزیکی:شعاع عطارد ۲۴۴۰ کیلومتر است.جرم آن ۱۰۲۳*۳.۳ می باشد.

چگالی متوسط آن ۵۴۲۰ kg/m۳ می باشدکه نظیر یک سیاره خاکی است،اما برای اندازه عطارد زیاد است.چون گرانی کلی عطارد کمتر از زمین است،اما چگالی حجمی آن در حدود چگالی حجمی زمین می باشد،لذا باید در برگیرنده مقدار بیشتری از فلزات باشد.حدس می زنیم که در داخل عطارد یک گوشته صخره ای و یک هسته بزرگ فلزی (شاید نیکل و آهن) وجود داشته باشد.

نداشتن جو قابل ملاحظه به معنی نداشتن پوشش فضایی است.این دال بر این است که در عطارد گستره دما از ظهر تا نصف شب بسیار شدید است.

  

 

    ج)میدان مغناطیسی:مارینر۱۰ یک مغناطیس ضعیف سیاره ای را با شدتی در حدود ۲۲۰ nT آشکار کرد. اگرچه این مقدار کوچک است ولی برای قطع مغناطیس سپهر در بادهای خورشیدی کافی است.در اینجا میدان مغناطیسی ذرات باردار(اکثرا پروتون ها) را از باد خورشیدی اطراف سیاره منحرف می کند.

   به نظر می رسد که میدان عطارد یک دو قطبی باشد که کم و بیش با محور چرخش سیاره در یک امتداد قرار گرفته است.در این صورت بطور کلی میدان مغناطیسی عطارد شبیه میدان مغناطیسی زمین ولی ضعیفتر از آن است .حضور یک میدان مغناطیسی و همچنین چگالی زیاد سیاره دلالت بر هسته فلزی آن دارد.فرض می شود که اکنون این هسته نسبتا سرد و جامد باشد،زیرا یک سیاره کوچک سریعا گرما از دست می دهد. میدان مغناطیسی زمین فرضا از یک دیناموی داخلی نتیجه می شود که حرکات چرخشی اش را توسط حرکت دورانی زمین بدست آورده است.چون عطارد خیلی آهسته تر از زمین می چرخد یک میدان مغناطیسی برای پهنه سیاره واقعا قابل انتظار نبوده و منشا آن روشن نیست.شاید هسته عطارد هنوز به طور جزئی مذاب باشد.

 

سلام

بهار با همه زیباییهایش مبارک باد.