کلاس نجوم! نه !ستاره شناسی!!

بعد از حدود هشت ماه رفت و آمد و برنامه ریزی بالاخره تونستیم برای تابستون اولین سری کلاسهای نجوم رو برای بچه های راهنمایی تو منطقه بذاریم.

دیروز کلاس نجوم داشتیم.بحثمون منظومه شمسی بود.اول تمام اسمای همه سیارات رو نوشتیم،(اول ازهمه ژوپیتر رو نوشتم،صدای سپیده در اومد که چرا اول ژوپیتر؟؟؟!!! آخه میدونه ارادت خاصی به این سیاره زیبا و دوست داشتنی دارم!! منم توضیح دادم که به این دلیل که ژوپیتر یا همون زئوس خدای خدایانه و خوبه که اول بنویسیمش) بعد اومدیم به ترتیب فاصله شون از خورشید و مرتب شده بنویسیم که با بچه ها تصمیم گرفتیم که از همین الان اسمای فارسیشونو بنویسیم تا عادت کنیم بهش:

تیر

ناهید

زمین

بهرام

هرمز(زاوش)

کیوان

اورانوس

نپتون

پلوتون

ایندفه صدای سارا در اومد که چرا بیشتر اسم پسراست تا دخترا؟؟؟؟!!!!!!!!

دیدم همچین بیراه هم نمیگه ها!!!!!!!!!!چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

مثلا کجای کیوان(زحل) به این قشنگی شبیه پسراست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

خلاصه تصمیم گرفتیم برای سه تا سیاره آخر که اسم فارسی ندارن اسم دختر بذاریم.

سریع سپیده گفت: من اورانوسم!!!

سارا هم گفت:منم نپتون!!

الهه هم با آرامش گفت:اسم پلوتون رو هم بذاریم "وَنتا" که یه اسم ایرانیه یعنی«مهربون».شایدم درست میگفت.آخه پلوتون در مقابل نا مهربونی آدما خیلی مهربون از سیاره بودن کنار رفت!!!!!!!!!!!

خلاصه لیست رو تصحیح کردیم،اما بازم دلمون آروم نگرفت!!!!

پس زمین چی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

ایندفه دیگه من پیشنهاد دادم.

«آریا نائیریکا»..........................«بانوی ایرانی»

فکر نکنم چراش نیاز به توضیح داشته باشه!!!!!!!!!!!!

اینم اسمای جدید سیاره ها.

فقط اگه خواستید جایی ازشون استفاده کنید منبع یادتون نره...............

تیر

ناهید

«آریا نائیریکا»!!!

بهرام

هرمز(زاوش)

کیوان

سپیده!!!

سارا!!!

ونتا!!!

اما آخرش به دو تا نتیجه مهم رسیدیم...

1.     با این کارمون داریم خرابکاری بزرگی تو علم ستاره شناسی (نجوم )می کنیم!!!!

2.     ما هم ناسیونالیستیم هم فمینیست!!!!!!!!!!

مشکلیه؟؟؟؟؟؟؟؟؟

شاید پدیده های فیزیک

 

 

سلام

یه چند قرنی نبودم که الان دیگه مهم نیست،چون فعلا تصمیم دارم باشم.

میگن:

«آرزوهای خود را بنویسید،شاید شما آنها را فراموش کنید،اما خداوند هرگز»

یادمه دبیرستانی که بودم یکی از به اصطلاح آرزوهام این بود که معلم فیزیک بشم و تو شهر کوچیک لیسار(که محل تولد پدر و مادرمه و شهر خاطرات خوب کودکیم،و از نظر مکانی تو استان گیلان و شهرستان تالش قرار داره)تدریس کنم.

اعتراف می کنم که من یادم رفته بود،اما از اونجایی که خدا هم گاهی بدش نمی یاد سر به سر آدم بذاره و به آدم بفهمونه که چند مرده حلاجه،این آرزومو یادش نرفته بود و الان حدود دو سال و نیمه که تبعید شدم به شهرستان تالش و شدم معلم فیزیک.

البته بنده آرزوی کذائیمو نوشته بودم وگرنه بدجور یقه خدارو می گرفتم.

حالا اینا چه ربطی به این وبلاگ داره؟؟؟!!!!!!

ربطش اینه که تو ی شش ماهی که اینجا تدریس کردم با پدیده هایی مواجه شدم که می تونن شوک عظیمی تو فیزیک ایجاد کنن.

می پرسید چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

واسه اینکه مثلا اکثرشون اعتقاد دارن بهترین راه تولید انرژی تو این منطقه که تو شمال کشوره و هوا همیشه بارونیه «انرژی خورشیدیه»!!!!!!!!!!!!

دیگه اینکه دلیل رسانایی ضعیف گرمایی آب رو سرد بودن آب می دونند!!!!!!!!!!!!!

یا دلیل اینکه چرا زیر تانکرهای نفت کش زنجیر آویزون می کنند، اینه که زنجیر در اثر تماس با زمین جرقه بزنه و تانکر آتیش بگیره!!!!!!!!!!!!!

و مهمتر اینکه:

۱۰۰-۱۰=۱

تازه شاگردای من الکترون مثبت رو هم کشف کردن«البته می دونم شما هم مثل من مطمئنید که منظورشون همون پوزیترونه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!»

اینا واقعا پدیده نیستن؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟